جاذبه گردشگری ایران خردهفرهنگهاست نه زیرساختها
خرده فرهنگها، شامل آداب و رسوم و افکار مردم جاذبههای اصلی هستند که گردشگر میآورند و راهنمایان باید روحیه پژوهشگری داشته باشند تا این جزئیات را بیابند و به گردشگر منتقل کنند.
خرده فرهنگ ها جاذبه اصلی گردشگری
سیداحمد وکیلیان پژوهشگر و مدیر مسئول نشریه فرهنگ و مردم سخنان خود را در جلسه هفتگی انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران با آیه 13 سوره حجرات آغاز کرد: «ای مردم ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم، و شما را جماعتها و قبیلهها کردهایم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامی ترین شما نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست». وقتی این آیه را بشکافیم میبینیم که 1400 سال پیش این مسأله عنوان شده و در یکی دو قرن گذشته انسانشناسان بعد از تجارب زیادی توانستهاند راهکاری برای فرهنگ و اقوام پیدا کنند. از این آیه برابری انسانها در نظر خداوند مشخص میشود و الا هیچ قومی بر دیگری رجحان ندارد. چقدر معنی این آیه با اهداف ما نزدیک است.
مدیر مسئول نشریه فرهنگ و مردم گفت: بحث راجع به ارتباط متقابل بین فرهنگ و گردشگری هست؛ چگونه میتوانیم از گردشگری به فرهنگ و از فرهنگ به گردشگری برسیم. هر کشور و هر سرزمینی بتواند این دو پدیده را با هم جمع کند و به کار ببرد مسلماً پیشرفت خواهد کرد و در صنعت گردشگری موفق خواهد شد.
وی افزود: بعضیها میگویند ما به خاطر این که امکاناتی مانند اروپا نداریم، نمیتوانیم توریست داشته باشیم، این اشتباه محض است. اروپایی اگر بخواهند آن مسایل را داشته باشد خوب خودشان دارند ولی وقتی سفر میکند، میخواهد جاهای ندیده و نشناخته را ببیند. فرهنگهای دیگر را دریافت کند. این وظیفه ماست که به بهترین نحو فرهنگ خودمان و آداب و رسوم و افکار را نشان بدهیم، ادا درنیاوریم. نکته اصلی اینجاست که نمیتوانیم داشتههای خود را نشان بدهیم و هیچ برنامهریزی صحیحی برای انجام این کار نداریم. اگر بتوانیم به این نکته برسیم مطمئن باشید میتوانیم بیشترین توریست بهویژه توریسم را داشته باشیم.
فرهنگ مردم که به مرور تغییر میکند، جاذبه اصلی گردشگری است
وکیلیان تأکید کرد: اگر سری به اصفهان بزنید، مسجد امام، شیخ لطف الله . یا سایر آثار تاریخی چند سال بعد تغییری نمیکنند. پل سیسه پل اگر خراب نشود همان است. آنچه که مهم است مردم هستند که هر سال عوض میشوند یعنی اگر یک توریست به فاصله چند سال بیاید یک فرهنگ نو و رفتار دیگر میبیند. کار و مسایل جدید میبنید و برایش خیلی جذاب خواهد بود. پس میراث معنوی بسیار مهمتر از میراث مادی است چون اگر یک خشت از تخت جمشید برداشته شود، صدای همه درمیآید و داد و فریاد که میراث از بین رفت. اما این مادربزرگهای ما که قصه میگفتند، این قصهها چه شد؟ اصلاً فهمیدیم چگونه از یاد رفت؟ این همه قصه شیرین، آداب و رسوم و سنتها چه شد؟ آیا فهمیدیم چگونه از بین رفت؟
این پژوهشگر فرهنگ مردم به نوشیدنیهای سنتی کشور که میتوانند برای مسافر جذابیت داشته باشند اشاره کرد: عرقیات و نوشابه های خودمان چه شد، جایش کوکاکولا آمد. اصلاً فهمیدیم که ما همه چیز داشتیم و همه را از دست دادیم. بخش فرهنگ مردم به انسانی میماند که سرطان گرفته و هیچ مشخص نیست و از درون پژمرده شده و از بین میرود. روزی میفهمیم که دیگر چیزی از آن نمانده است.
وی از سنت کهن قصهگویی گفت: 3 سال پیش پژوهشی داشتیم با عنوان ریشهشناسی قصههای مثنوی. برای هر قصه توانستیم مأخذ و ریشهها را در ایران و جهان پیدا کنیم. به همین دلیل دعوت شدیم به مرکز فرهنگی دانشگاه نروژ که نزدیک به 10 سال است کنگره مولانا برگزار میکند. در یکی از جلسات چند نفر آمدند قصه موسی و شبان را با کمال زیبایی و ظرافت بازی و دکلمه کردند؛ برای ما تعجبآور بود.
سرزمین اصلی قصه، ایران است اما قصه گویی ندارد
وکیلیان ادامه داد: با آن گروه صحبت کردیم و فهمیدیم قصهگو هستند و قصه تعریف میکنند. کشور 5/4 میلیون نفری نروژ که 10 سال است بافرهنگترین و ثروتمندترین کشور جهان انتخاب میشود 2هزار قصهگوی حرفهای دارد. میروند به کافیشاپ، رستوران، مهمانیها یا مجالس و برای مردم قصه تعریف میکنند و مردم استقبال میکنند ولی در کشور ما که نقالها، گوسانها و مادربزرگها را داشتیم و قصه تعریف میکردند الان یک قصهگو هم نداریم. یکی از سرزمینهای اصلی قصه ایران است.
وی افزود: همین کشور نروژ اگر درِ چاههای نفت را ببندد همچنان برای 300 سال ذخیره ارزی دارد. به طور معمول کسی که پول زیادی دارد هوس میکند دکور خانه، خانه یا ماشین را عوض کند، یعنی موردی برای خرج کردن پول پیدا میکند در حالی که در نروژ در شهر اسلو فقط دو ساختمان 10 طبقه وجود دارد یکی هتل و دیگری بانک است و بقیه همان ساختمانهای قدیمی است که حفظ شدهاند. یعنی نیامدهاند چون پول دارند بهانهای برای خرج کردن تعریف کنند و بافت شهریشان تغییر کند. اتفاقاً توریستها میروند که همین را ببینند. ساختمانهای بلند جهان را رها کرده و میبیند ثروتمندترین کشور دنیا این طور زندگی میکند و این جذاب است و هویت دارد. اگر ما آن خانهها و حیاطها با باغچه و درختان نارنج داشتیم، هویتی داشتیم.
سفره های نذری یک نمونه از خرده فرهنگها هستند![]()
وکیلیان بر اهمیت فرهنگ معنوی تأکید کرد: چند سال پیش یک کودک آلمانی و بعد از آن یک کودک امریکایی همکلاسیهایش را با تفنگ از بین برد. دادگاه آلمان مادر کودک را مقصر دانست که نتوانسته فرهنگ معنوی به کودک منتقل کند. از همان سال سازمان یونسکو طرح انتقال فرهنگ معنوی از مادر به کودک را مطرح کرد. اتفاقاً اولین دوره این همایش در ایران برگزار شد؛ حدود 20 کشور به ایران آمدند و تمام مهمانان خارجی زن بودند، مادر بودند در صورتی که تمام شرکتکنندههای ایرانی مرد بودند و فقط یک زن در میان آنها بود. مهمانان میخندیدند که طرح انتقال فرهنگ معنوی از مادر به کودک است چرا پدرها آمدهاند. و این یعنی هیچ چیز سر جای خودش نیست. خوب همه مسایل جمع میشود و کشوری را تشکیل میدهد که توریست میآید. بیاید چه ببیند؟
وی به سفرههای نذری به عنوان خرده فرهنگ اشاره کرد: 5 سال پیش گروهی از دانشگاه اوزاکا آمدند و میخواستند راجع به سفرههای نذری زنان ایرانی تحقیق کنند. چون در بررسی به این نتیجه رسیده بودند که مردم دنیا دچار بیماریهای روانی و افسردگی و بسیاری از تنشهای این گونه دچار هستند. حال دنبال خرده فرهنگهایی بودند که از این تنشها کم میکند و دریافتند که سفرههای نذری راهی است برای تخلیه روانی زنان.
این پژوهشگر فرهنگ مردم نمونهای از کشور ژاپن آورد: هنگامی که برای ارائه پروژه تحقیقی سفرههای نذری به ژاپن رفته بودیم در شهر کیوتو باغی دیدیم که همه جا سفید بود، نزدیک شدیم، متوجه شدیم کاغذهای سفید را به درختان گره زدهاند مانند دخیل خودمان. جای دیگر چشمهی مقدسی بود و مردم از آب آن مینوشیدند. همان زمان در اخبار شنیدیم درخت تنومندی را که مردم به آن پارچه یا دخیل گره میزدند در شمال کشور به بهانه شرک، قطع کردند. در حالی که به نظر من درختان تنومند نشانه عظمت پروردگار هستند. در آلمان پردرخت، دور درخت تنومندی که پیش از این برای مردم مقدس بود، حصار کشیدهاند که کسی آسیب نرساند.
وکیلیان خاطرنشان ساخت: راهنما باید این جزئیات و خردهفرهنگها را به گردشگر نشان دهد و با غذاهای محلی پذیرایی کند. باید بگردیم خردهفرهنگها مانند نقالی یا نوروزخوانی را که در شهرهای مختلف داریم، پیدا کنیم و این ارتباطی هم به بخش دولتی ندارد تا بخواهیم منتظر بمانیم انجام شود.
وی از موارد جذاب اماکن تاریخی نیز گفت: چند وقت پیش به شهر کاشان رفته بودیم، راهنمای خانه طباطباییها توضیحاتی درباره معماری داد، ولی ما دنبال داستان خانه و زندگی ساکنان آن بودیم نه عدد و رقم و معماری و شاهنشین. مسجد امام تهران، تا به حال چند نفر سنگ نوشتهی مسجد را که نشانهی مردمداری شاهعباس است به گردشگر نشان دادهاند که در آن آمده به میمنت ساخت مسجد، برخی مشاغل از پرداخت مالیات معاف شدهاند. کاری که دیگر نمیبینیم، به عنوان مثال به میمنت ساخت برج میلاد نان را ارزان کنیم.
پژوهشگر فرهنگ مردم تأکید کرد: لازم است روحیه پژوهشگری بین هدایتگران تور ایجاد شود تا بتوانند به گردشگران منتقل کرده و جذابیت ایجاد کنند.
خرده فرهنگ ها جاذبه اصلی گردشگری

سیداحمد وکیلیان پژوهشگر و مدیر مسئول نشریه فرهنگ و مردم سخنان خود را در جلسه هفتگی انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران با آیه 13 سوره حجرات آغاز کرد: «ای مردم ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم، و شما را جماعتها و قبیلهها کردهایم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامی ترین شما نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست». وقتی این آیه را بشکافیم میبینیم که 1400 سال پیش این مسأله عنوان شده و در یکی دو قرن گذشته انسانشناسان بعد از تجارب زیادی توانستهاند راهکاری برای فرهنگ و اقوام پیدا کنند. از این آیه برابری انسانها در نظر خداوند مشخص میشود و الا هیچ قومی بر دیگری رجحان ندارد. چقدر معنی این آیه با اهداف ما نزدیک است.
مدیر مسئول نشریه فرهنگ و مردم گفت: بحث راجع به ارتباط متقابل بین فرهنگ و گردشگری هست؛ چگونه میتوانیم از گردشگری به فرهنگ و از فرهنگ به گردشگری برسیم. هر کشور و هر سرزمینی بتواند این دو پدیده را با هم جمع کند و به کار ببرد مسلماً پیشرفت خواهد کرد و در صنعت گردشگری موفق خواهد شد.
وی افزود: بعضیها میگویند ما به خاطر این که امکاناتی مانند اروپا نداریم، نمیتوانیم توریست داشته باشیم، این اشتباه محض است. اروپایی اگر بخواهند آن مسایل را داشته باشد خوب خودشان دارند ولی وقتی سفر میکند، میخواهد جاهای ندیده و نشناخته را ببیند. فرهنگهای دیگر را دریافت کند. این وظیفه ماست که به بهترین نحو فرهنگ خودمان و آداب و رسوم و افکار را نشان بدهیم، ادا درنیاوریم. نکته اصلی اینجاست که نمیتوانیم داشتههای خود را نشان بدهیم و هیچ برنامهریزی صحیحی برای انجام این کار نداریم. اگر بتوانیم به این نکته برسیم مطمئن باشید میتوانیم بیشترین توریست بهویژه توریسم را داشته باشیم.
فرهنگ مردم که به مرور تغییر میکند، جاذبه اصلی گردشگری است
وکیلیان تأکید کرد: اگر سری به اصفهان بزنید، مسجد امام، شیخ لطف الله . یا سایر آثار تاریخی چند سال بعد تغییری نمیکنند. پل سیسه پل اگر خراب نشود همان است. آنچه که مهم است مردم هستند که هر سال عوض میشوند یعنی اگر یک توریست به فاصله چند سال بیاید یک فرهنگ نو و رفتار دیگر میبیند. کار و مسایل جدید میبنید و برایش خیلی جذاب خواهد بود. پس میراث معنوی بسیار مهمتر از میراث مادی است چون اگر یک خشت از تخت جمشید برداشته شود، صدای همه درمیآید و داد و فریاد که میراث از بین رفت. اما این مادربزرگهای ما که قصه میگفتند، این قصهها چه شد؟ اصلاً فهمیدیم چگونه از یاد رفت؟ این همه قصه شیرین، آداب و رسوم و سنتها چه شد؟ آیا فهمیدیم چگونه از بین رفت؟
این پژوهشگر فرهنگ مردم به نوشیدنیهای سنتی کشور که میتوانند برای مسافر جذابیت داشته باشند اشاره کرد: عرقیات و نوشابه های خودمان چه شد، جایش کوکاکولا آمد. اصلاً فهمیدیم که ما همه چیز داشتیم و همه را از دست دادیم. بخش فرهنگ مردم به انسانی میماند که سرطان گرفته و هیچ مشخص نیست و از درون پژمرده شده و از بین میرود. روزی میفهمیم که دیگر چیزی از آن نمانده است.
وی از سنت کهن قصهگویی گفت: 3 سال پیش پژوهشی داشتیم با عنوان ریشهشناسی قصههای مثنوی. برای هر قصه توانستیم مأخذ و ریشهها را در ایران و جهان پیدا کنیم. به همین دلیل دعوت شدیم به مرکز فرهنگی دانشگاه نروژ که نزدیک به 10 سال است کنگره مولانا برگزار میکند. در یکی از جلسات چند نفر آمدند قصه موسی و شبان را با کمال زیبایی و ظرافت بازی و دکلمه کردند؛ برای ما تعجبآور بود.
سرزمین اصلی قصه، ایران است اما قصه گویی ندارد
وکیلیان ادامه داد: با آن گروه صحبت کردیم و فهمیدیم قصهگو هستند و قصه تعریف میکنند. کشور 5/4 میلیون نفری نروژ که 10 سال است بافرهنگترین و ثروتمندترین کشور جهان انتخاب میشود 2هزار قصهگوی حرفهای دارد. میروند به کافیشاپ، رستوران، مهمانیها یا مجالس و برای مردم قصه تعریف میکنند و مردم استقبال میکنند ولی در کشور ما که نقالها، گوسانها و مادربزرگها را داشتیم و قصه تعریف میکردند الان یک قصهگو هم نداریم. یکی از سرزمینهای اصلی قصه ایران است.
وی افزود: همین کشور نروژ اگر درِ چاههای نفت را ببندد همچنان برای 300 سال ذخیره ارزی دارد. به طور معمول کسی که پول زیادی دارد هوس میکند دکور خانه، خانه یا ماشین را عوض کند، یعنی موردی برای خرج کردن پول پیدا میکند در حالی که در نروژ در شهر اسلو فقط دو ساختمان 10 طبقه وجود دارد یکی هتل و دیگری بانک است و بقیه همان ساختمانهای قدیمی است که حفظ شدهاند. یعنی نیامدهاند چون پول دارند بهانهای برای خرج کردن تعریف کنند و بافت شهریشان تغییر کند. اتفاقاً توریستها میروند که همین را ببینند. ساختمانهای بلند جهان را رها کرده و میبیند ثروتمندترین کشور دنیا این طور زندگی میکند و این جذاب است و هویت دارد. اگر ما آن خانهها و حیاطها با باغچه و درختان نارنج داشتیم، هویتی داشتیم.
سفره های نذری یک نمونه از خرده فرهنگها هستند
وکیلیان بر اهمیت فرهنگ معنوی تأکید کرد: چند سال پیش یک کودک آلمانی و بعد از آن یک کودک امریکایی همکلاسیهایش را با تفنگ از بین برد. دادگاه آلمان مادر کودک را مقصر دانست که نتوانسته فرهنگ معنوی به کودک منتقل کند. از همان سال سازمان یونسکو طرح انتقال فرهنگ معنوی از مادر به کودک را مطرح کرد. اتفاقاً اولین دوره این همایش در ایران برگزار شد؛ حدود 20 کشور به ایران آمدند و تمام مهمانان خارجی زن بودند، مادر بودند در صورتی که تمام شرکتکنندههای ایرانی مرد بودند و فقط یک زن در میان آنها بود. مهمانان میخندیدند که طرح انتقال فرهنگ معنوی از مادر به کودک است چرا پدرها آمدهاند. و این یعنی هیچ چیز سر جای خودش نیست. خوب همه مسایل جمع میشود و کشوری را تشکیل میدهد که توریست میآید. بیاید چه ببیند؟
وی به سفرههای نذری به عنوان خرده فرهنگ اشاره کرد: 5 سال پیش گروهی از دانشگاه اوزاکا آمدند و میخواستند راجع به سفرههای نذری زنان ایرانی تحقیق کنند. چون در بررسی به این نتیجه رسیده بودند که مردم دنیا دچار بیماریهای روانی و افسردگی و بسیاری از تنشهای این گونه دچار هستند. حال دنبال خرده فرهنگهایی بودند که از این تنشها کم میکند و دریافتند که سفرههای نذری راهی است برای تخلیه روانی زنان.
این پژوهشگر فرهنگ مردم نمونهای از کشور ژاپن آورد: هنگامی که برای ارائه پروژه تحقیقی سفرههای نذری به ژاپن رفته بودیم در شهر کیوتو باغی دیدیم که همه جا سفید بود، نزدیک شدیم، متوجه شدیم کاغذهای سفید را به درختان گره زدهاند مانند دخیل خودمان. جای دیگر چشمهی مقدسی بود و مردم از آب آن مینوشیدند. همان زمان در اخبار شنیدیم درخت تنومندی را که مردم به آن پارچه یا دخیل گره میزدند در شمال کشور به بهانه شرک، قطع کردند. در حالی که به نظر من درختان تنومند نشانه عظمت پروردگار هستند. در آلمان پردرخت، دور درخت تنومندی که پیش از این برای مردم مقدس بود، حصار کشیدهاند که کسی آسیب نرساند.
وکیلیان خاطرنشان ساخت: راهنما باید این جزئیات و خردهفرهنگها را به گردشگر نشان دهد و با غذاهای محلی پذیرایی کند. باید بگردیم خردهفرهنگها مانند نقالی یا نوروزخوانی را که در شهرهای مختلف داریم، پیدا کنیم و این ارتباطی هم به بخش دولتی ندارد تا بخواهیم منتظر بمانیم انجام شود.
وی از موارد جذاب اماکن تاریخی نیز گفت: چند وقت پیش به شهر کاشان رفته بودیم، راهنمای خانه طباطباییها توضیحاتی درباره معماری داد، ولی ما دنبال داستان خانه و زندگی ساکنان آن بودیم نه عدد و رقم و معماری و شاهنشین. مسجد امام تهران، تا به حال چند نفر سنگ نوشتهی مسجد را که نشانهی مردمداری شاهعباس است به گردشگر نشان دادهاند که در آن آمده به میمنت ساخت مسجد، برخی مشاغل از پرداخت مالیات معاف شدهاند. کاری که دیگر نمیبینیم، به عنوان مثال به میمنت ساخت برج میلاد نان را ارزان کنیم.
پژوهشگر فرهنگ مردم تأکید کرد: لازم است روحیه پژوهشگری بین هدایتگران تور ایجاد شود تا بتوانند به گردشگران منتقل کرده و جذابیت ایجاد کنند.
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی